منوی اصلی
گاه نوشته هاى یک دانشجوى زبان
معلوم الحال
  • معلوم الحال یکشنبه 30 دی 1397 12:32 ب.ظ نظرات ()
    متاسفانه میهن‌بلاگ بازیش گرفته و همین‌طور داره پستام رو میخوره.
    هر کاری میخواستم بکنم که تمام آرشیو وبلاگم رو به بیان منتقل کنم این اجازه رو بهم ندادن. با تیم پشتیبانی بیان هم تماس گرفتم و اونام ناامیدم کردن.

    به هر حال تصمیم به مهاجرت گرفتم.
    فلذا اگر مایلید زین پس مرا در بیان بخوانید:

    آخرین ویرایش: چهارشنبه 20 آذر 1398 12:32 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • معلوم الحال یکشنبه 9 دی 1397 08:38 ق.ظ نظرات ()
    آخرین ویرایش: یکشنبه 9 دی 1397 08:35 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • امشب بخاطر یک دقیقه بیشتر همه دارن خودشون رو پاره میکنن !
    همه هم اتاقیا رفتن پیش خانواده و تنها دارم برای میان ترم تستینگ فردا میخونم! 
    اونم چه خوندنی؟... نیم ساعت روی یک جمله خیره میشم و هی میخونم و میخونم و میخونم . . . غرق تو رویاهامم. 
    این روزا اینقدر که غرق در وهم و خیالم توی دنیای واقعی نیستم. دارم از خودم بیزار میشم. 
    پنجمین یلدای خوابگاهیم رو دارم میگذرونم. 
    پارسال با مهدی بودم. 
    سالهای قبل رو یادم نمیاد !

    دلتنگم . نمیدونم دل تنگ چی؟ 
    دل تنگ خونه وخانواده که نیستم ... یعنی فکر نمی کنم باشم، چون تا زنگ نزنن و هبر نگیرن من زنگ نمیزنم و پیام نمیدم. زنگم میزنن هم کوتاه و سریع جواب میدم که زود مکالمه م تموم بشه .

    ...

    لعنت به این گوشی که به عمر زندگی دانشجوییمه و نمیذاره دو کلام با شماها هم حرف بزنم . عمر من و این گوشی دیگه سراومده
    آخرین ویرایش: جمعه 30 آذر 1397 11:23 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • معلوم الحال دوشنبه 19 آذر 1397 05:54 ب.ظ نظرات ()
    شنبه گذشته سر کلاس بودم که دیدم تلفنم داره زنگ میخوره. به شماره نگاه کردم و تعجبم بیش از پیش شد! استاد مترجمی دوره لیسانسمون بود. جواب ندادم. استاد درسش رو داد و با عصبانیت کلاس رو ترک کرد  چون هر چی میگفت ما نمیفهمیدیم! و گفت واقعا فک میکنم اشتباهی سرکلاس اومدم. 
    منم منتظر کلاس بعدی مون شدم که تنکولوژی بود و گروه پسرا تنها گروه پیروز میدان بود که با اصلاحات جزئی مجوز حضور در کارگاه هفته پژوهش رو داشت. 
    برگشتم خوابگاه و به استاد دوره لیسانس زنگ زدم. بوق دوم گوشی رو برداشت و: معلوم بی معرفت چطوره؟! تو نباید یه خبری از خودت به ما بدی؟! من امروز اسمت رو دیدم که زدن ارشد قبول شدی. من فکر میکردم هنوز یک سال دیگه درس داری :/ و منم باهاش یک سری حرف زدم و ایشونم باز همون نصیحت های سابقش رو شروع کرد و تهش با تبریک مجدد به من و خانوادم خداحافظی کرد. 

    آخرین ویرایش: دوشنبه 19 آذر 1397 06:06 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • معلوم الحال پنجشنبه 15 آذر 1397 09:11 ق.ظ نظرات ()
    رشته ی پیجت اگر بگسست معزولم بدار 
    آخرین ویرایش: پنجشنبه 15 آذر 1397 09:07 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • معلوم الحال پنجشنبه 8 آذر 1397 04:27 ب.ظ نظرات ()
    میفرماد:
    در را به روی حضرت پاییز وا کنید

    [http://www.aparat.com/v/vPRph]
    آخرین ویرایش: پنجشنبه 8 آذر 1397 04:37 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 54 1 2 3 4 5 6 7 ...
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو